88-پیشواز - فقط یه ماه مونده....
سلام پسرک مامان این روزا پرم از یه عاشقونه ی آرووووم ، درسته که خیلی سخت میگذره ، درسته که شبا به جای تخت نرم و گرم مجبورم روی یه مبل به صورت نشسته بخوابم ، درسته که صبحا که از جام بلند میشم نه کمرم توان صاف شدن داره و نه مچ پاهام توان راه رفتن....(مثل پیرزنا) ، درسته که همش سردرد و بدن درد دارم . خلاصه هر دردی که فکر کنی.....اما همه ی اینارو برای یه لحظه دیدنت به جون میخرم......طاقتم دیگه برای دیدنت طاقه . خداروشاکرم بابت دادنت بابت وجودت. خدایییییییییییییاا شکرت این مدت لگدای ناجور میزنی طوری که هرلحظه حس این رو دارم که نکنه به دنیا بیای. همش نگرانم و با هر تلنگری میخوام خودمو برسونم به بیمارستان . ساکت رو چیدم...
نویسنده :
💚رستا💙
17:52






